هیئت متحده غمزدگان حضرت رقیه (س) مشهد
با مداحی حاج مرتضی پارسا
 
ارتباط با ما

 زمان برگزاری هیئت: شبهای پنج شنبه - مشهد مقدس

 

جهت کسب اطلاع از برنامه های هیئت

 

به سامانه پیام کوتاه

 

 

۳۰۰۰۸۹۸۱۰۰۸۲۰۰    

 

عدد 315 را ارسال نمایید.

+ نوشته شده در  ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
آدرس جدید هیئت
هیئت غمزدگان حضرت رقیه(سلام الله علیها)

 

ویژه برنامه عزاداری شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها)

به مدت دو شب مورخ چهارشنبه93/09/05 و پنج شنبه 93/09/06

آدرس - مشهدمقدس - احمدآباد ابوذر غفاری1 ساعت 21

مداح : حاج مرتضی پارسا

تلفن راهنما : ۰۹۱۵۵۰۰۰۱۶۱  

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
تاریخچه هیئت غمزدگان حضرت رقیه (س)

این هیئت در سال ۱۳۴۲ شمسی برابر با سنه ۱۳۸۴ قمری در

مشهد مقدس توسط شاعر و نوحه خوان اهل البیت حاج محمد

کاظم قاسم زاده متخلص و معروف به (محرم) تاسیس گردید . 

برنامه  هیئت از ابتدا تا زمان فوت مرحوم محرم که تاریخ آن ۱۳۶۲

شمسی میباشد و بعد از آن به صورت مجمع الذاکرین بوده و

محصول آن معرفی مداحان زیادی  که هم اکنون  صاحب شهرت و

شخصیت بالایی هستند بوده است که از جمله آنها میتوان حاج

علی پارسا را نام برد  که ایشان بعد از فوت مرحوم محرم خدمت

گذاری هیئت را عهده دار شدند و هم اکنون با مدد بی بی جان

حضرت رقیه (س) به نحو احسن  این هیئت رشد معنوی داشته

است. و در حال حاضر برنامه هیئت به صورت ذیل تغییر کرده

است :


۱) آموزش مداحی به مدت نیم ساعت قبل از شروع جلسه توسط حاجمرتضی پارسا 

۲)ختم لعن هفت ضرب 

۳)قرائت زیارت عاشورا 

۴)ذکر مصیبت اهل البیت (  در ایام شادی مولودی خوانی )

۵)عزاداری

این هیئت در طول سال هر شب پنج شنبه برگزار میشود

و وابستگی غیر از اهل بیت به هیچ کس و یا جای

خاصی ندارد  ساعت برگزاری مراسم بمناسبت

فصل های سال متغیر است . شما میتوانید ساعت شروع و

برنامه های هیئت را از طریق این وب سایت مشاهده

کرده و یا با تلفن راهنما تماس حاصل فرمایید:

موبایل راهنما ۰۹۱۵۵۰۰۰۱۶۱ 

+ نوشته شده در  ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
وادی حسین (ع) وادی پیجیده ای است
پیشنهاد میکنم حتما متن زیر رو بخونید . بسیار بسیار زیبا و دقیق هست .


و خدا (جل جلاله) با حسین(ع) است

حسین (ع) جان تو چه کردی ؟

حسین (ع) قیام کرد

قرآن خواند

نماز خواند

صبر کرد

آزمایش شد

شهید شد

و به خدا رسید

خدا (جل جلاله) از او تمامی اینها را قبول کرد

و از حسین (ع) تشکر کرد

او را نزد خود جای داد

و دشمنانش را لعن کرد

از هر سو که به امام حسین (ع) بنگری جلوه ای از جمال حضرت حق (جل جلاله) نمایان است.

حسین بن علی(ع) به منتهای کمال بشریت رسید

لایق شد تا همه هستی به او سجده کنند ...

وادی حسین (ع) وادی پیچیده ای است .

سوره بقره آیات 149 تا  159

اَعُوذُ باللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم

آیه 149 : وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۖ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

ترجمه آیه 149 : و ( ای پیامبر ) از هر جا (كه به قصد سفر) خارج شدى، (به هنگام نماز) روى خود را به جانب مسجدالحرام بگردان، اين دستور حقّى است از طرف پروردگارت، و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست.

آیه 150 :وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَ حَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

ترجمه آیه 150 : و (اى پيامبر!) از هر جا خارج شدى پس (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مسجدالحرام بگردان، و هرجا بوديد روى خود را به سوى آن بگردانيد تا براى مردم جز ستمگرانشان، امكان احتجاج عليه شما نباشد. پس از آنها نترسيد و تنها از من بترسيد. (بدانيد تغيير قبله براى آن بود) تا نعمت خود را بر شما تمام كنم و شايد كه شما هدايت شويد.

از تو می خواهند با یزید (ل) ستمگر بیعت کنی، سر باز می زنی، دگر حجت ها تمام شده، پرده ها افتاده است

وقت آن است که دین جدت را احیا کنی ...

رو به قبله می شوی ...

قامت می بندی به نماز، الله اکبر

... اهدنا الصراط المستقیم ...

در همان صراط مستقیم به سوی کعبه حرکت می کنی.

در راه به تو پیشنهاد می شود که از بی راهه روی تا دست یزیدیان به تو نرسد.

با آرامش می گویی : من از را مستقیم خارج نمی شوم.

 

آیه 151 :كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ

ترجمه آیه 151 : همانگونه (كه براى هدايت شما) رسولى در ميان شما از نوع خودتان فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شمارا تزكيه كند و كتاب و حكمت بياموزد و آنچه نمى‏توانستيد بدانيد، به شما ياد دهد.

تو ولی خدا هستی،

می پرسند قصد چه کاری داری؟

پاسخ می دهی : احیای دین جدم رسول خدا (ص)

 

آیه 152 :فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ

ترجمه آیه 152 : پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و مرا سپاس گزاريد و كفران نعمت نكنيد

مدام در هم حال خدا را یاد می کنی و سپاس می گزاری ...

نماز می خوانی، حج می گذاری و طواف می کنی .

باید قربانی دهی ولی قربانی تو چیز دیگریست ( لا یکلف الله نفسا الّا وسعها )

چون نمازت نماز دیگریست ، حجت حج دیگریست ...

تو باید همه چیزت را قربانی کنی ، تکلیفت چیز دیگریست .

و در همه حال خدا (جل جلاله) هم بیاد توست ... (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ )

 

آیه 153 : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ

ترجمه آیه 153 : اى اهل ايمان از صبر و نماز ]براى حل مشكلات خود و پاك ماندن از آلودگى‏ها و رسيدن به رحمت حق] كمك بخواهيد زيرا خدا با صابران است

شب عاشورا فرا رسیده است .

یک شب بیشتر وقت می خواهی. چرا ؟

که نماز بخوانی .

روز عاشوراست . ظهر عاشوراست . دشمن بر تو مشرف است . چه می کنی حسین (ع) ؟

باز نماز می خوانی.

چنان آرایش جنگی می دهی که نماز را به جماعت بخوانی . نماز بی نظیری خوانده ای ...

نماز را که تمام و کمال ادا کردی ...

حال باید صبر کنی .

سابقهء صبوری داری؛ از کودکی تاکنون بارها آزموده شده ای

با مادرت پشت در صبر کردی،

با پدرت در کوچه صبر کردی،

با برادرت در تنهایی و بی وفایی صبر کردی ،

تو حسینی (ع) باز هم صبر مکینی ...

حبیب را دادی صبر کردی

علی اکبر را دادی صبر کردی

اباالفضل را دادی صبر کردی

همه یارانت را یک به یک دادی ، صبر کردی

تمام شد؟

نه، علی اصغرت را هم میدهی باز هم صبر می کنی

انصافا صبر را نیز تمام و کمال ادا کردی

و خدا (جل جلاله) نیز با تو است ( إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ )


آیه 154 : وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِنْ لَا تَشْعُرُونَ

ترجمه آیه 154 : و به آنها كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نگوئيد، بلكه آنان زنده‏اند، ولى شما نمى‏فهميد.

و خود نیز کشته شدی،

نه بلکه زنده ای ( بَلْ أَحْيَاءٌ )

و نزد خدای (جل جلاله) خود هستی (عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ)

 

ترجمه آیه 155 : وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ

ترجمه آیه 155 : وقطعاً شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، زيان مالى وجانى وكمبود محصولات، آزمايش می ‏كنيم وصابران (در اين حوادث وبلاها را) بشارت بده.

راستی حسین(ع) جان تو بسیار آزمایش شدی

با ترس از هجوم دشمنان به خیمه ها و تعرض به نوادگان رسول خدا آزمایش شدی

در میان جنگیدنت همیشه حواست متوجه خیمه ها بود که کسی به سمت آنها نرود .

اما وای از آن زمان که از اسب افتادی و ناکسان دوره ات کردند ...

دیگر خیمه هارا نمی دیدی...

عجب آزمایشی شدی ( مِنَ الْخَوْفِ )

فدای لب تشنه تو و همراهان

با تشنگی هم آزمایش شدی (وَالْجُوعِ )

اموالت را بردند؟

انگشترت را هم دادی؟

با اموالت هم آزمایش شدی (وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ )

راستی حسین جان

جوانان بنی هاشم و فرزندانت در آغوشت جان دادند.

همه در مقابل چشمت .

حتی علی اصغر .

با ثمره های زندیگیت نیز به غایت آزمایش رسیدی (وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ )

و در همه حال خدا (جل جلاله) به تو بشارت داد ... (وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ )


آیه 156 : الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

ترجمه آیه 156 : (صابران) كسانى هستند كه هرگاه مصيبتى به آنها رسد، مى‏گويند: ما از آنِ خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم.

در همه مصیبتهایی که به تو رسید .

گفتی انا لله و انا الیه راجعون

خون علی اصغرت را نیز به آسمان پاشیدی

و دیگربار گفتی انا لله و انا الیه راجعون (قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ).


آیه 157 : أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ

ترجمه آیه 157 : آنانند كه برايشان از طرف پروردگارشان، درودها و رحمت‏هايى است و همانها هدايت يافتگانند.

خدا (جل جلاله) به تو درود و سلام فرستاد

و نه تنها هدایت شدی، شدی کشتی نجات و چراغ هدایت.


آیه 158 : إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ ۖ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا ۚ وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ

ترجمه آیه 158 : همانا صفا و مروه، از شعائر خداست. پس هر كه حج خانه‏ ى خدا ويا عمره به جاى آورد، مانعى ندارد كه بين صفا ومروه طواف كند. و (علاوه بر واجبات،) هر كس داوطلبانه كار خيرى انجام دهد، همانا خداوند سپاسگزار داناست.

خدا قربانیت پذیرفت،

حجت را پذیرف،

حرکت عاشورایت را پذیرفت،

و از تو تشکر کرد (فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ )

 

ترجمه آیه 159 : إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ

ترجمه آیه 159 : كسانى كه آنچه را از دلائل روشن و اسباب هدايت را نازل كرده ‏ايم، با آنكه براى مردم در كتاب بيان ساخته ‏ايم، كتمان می ‏كنند، خداوند آنها را لعنت می كند و همه لعنت كنندگان نيز آنان را لعن می نمايند.

و خدا دشمنانت را لعنت کرد (أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ )

ما نیز لعنت می کنیم ... (اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ )


اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شايَعَتْ وَ بايَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ

اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً


خدايا لعنت کن نخستين ستمگرى را که حق محمد و آل محمد(علیهم السلام) را بزور گرفت و آخرين کسى که او را در اين زور و ستم پيروى کرد .

خدايا لعنت کن بر گروهى که با حسين عليه السلام پيكار کردند و همراهى کردند و پيمان بستند و براى کشتن آن حضرت از هم پيروى کردند خدايا لعنت کن همه آنها را


منبع : سایت امام حسین و حضرت علی اصغر علبهماالسلام

+ نوشته شده در  ساعت 9 قبل از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
جبهه ء اسارت
معیار قیامت ـ برای زینب (س) ـ معیار مرگ و زندگی است.

نترسی ِ او ، در هویت عقیدتی اش ریشه دارد.

زینب (س) ـ به یکباره ـ علوی، فاطمی، حسنی و حسینی است.          

زینب(س) در هر حال، دختر زهراست.

 زنجیر اسارت، زبون تر از آن است که او را، از شرح شهادت، باز دارد.

هیچ کس قادر نیست

زینب (س) را، از جبههء اسارت ، باز گیرد!

پیش از زینب(س)

اسارت، این گونه نبود! تنها، زبونی بود و حقارت و زاری و پریشانی ....

زینب که آمد

سر بر دامان ِ او ، بزرگ شد. حیثیت پیدا کرد، تناور شد، و به راه افتاد.

شهادت را، بر دوش کشید؛

و اسارت ، شد انتشار شهادت! ....

+ نوشته شده در  ساعت 9 قبل از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها



مقدمه

حضرت رقیه علیه السلام از کودکانی هستند که در کربلا بودند و از کودکان کم سن و سال هم هستند که عمر طولانی هم نداشتند و ۴ سال بیشتر عمر نکردند. در مقاله زیرتلاش کردیم تا با پژوهشی حول وجود مبارک حضرت رقیه علیه السلام نگاه روشنی نسبت به ایشان داشته باشیم.

درباره سنّ شريف حضرت رقيه (عليهاالسلام) در ميان تاريخ نگاران اختلاف نظر وجود دارد. اگر اصل تولد ايشان را بپذيريم، مشهور اين است که ايشان سه يا چهار بهار بيشتر به خود نديده و در روزهاي آغازين صفر سال ۶۱ ه .ق، پرپر شده است.

بر اساس نوشته‏هاي بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام)، امّ اسحاق است که پيش‏تر همسر امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه‏السلام) به عقد امام حسين (عليه‏السلام) درآمده است.(۱) مادر حضرت رقيه(عليهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضيلت اسلام به شمار مي‏آيد. بنا به گفته شيخ مفيد در کتاب الارشاد، کنيه ايشان بنت طلحه است.(۲)

 

نام گذاري حضرت رقيه (عليهاالسلام)

رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است.(۳) گويا اين اسم لقب حضرت بوده و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛ زيرا نام رقيه در شمار دختران امام حسين(عليه‏السلام) کمتر به چشم مي‏خورد وايشان همان فاطمه بنت الحسين (عليه‏السلام) هستند، که به ایشان فاطمه صغیره هم می گفتند.

در واقع، بعضي از فرزندان امام حسين (عليه‏السلام) دو اسم داشته‏اند و امکان تشابه اسمي نيز در فرزندان ايشان وجود دارد. گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي بر اثبات اين مدعا وجود دارد. چنانچه در کتاب تاريخ آمده است: «در ميان کودکان امام حسين (عليه‏السلام) دختر کوچکي به نام فاطمه بود و چون امام حسين (عليه‏السلام) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند، هر فرزند دختري که خدا به ايشان مي‏داد، نامش را فاطمه مي‏گذاشت. همان گونه که هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علي (عليه‏السلام) وي را علي مي‏ناميد».(۴) گفتني است سيره ديگر امامان نيز در نام گذاري فرزندانشان چنين بوده است.

 

پژوهشي در ديدگاه‏هاي تاريخي در مورد حضرت رقيه (عليهاالسلام)

در بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام حضرت رقيه (عليهاالسلام) آمده، ولي در بسياري از آن‏ها نامي از ايشان برده نشده است. اين احتمال وجود دارد که تشابه اسمي ميان فرزندان امام حسين (عليه‏السلام)، سبب پيش آمدن اين مسأله شده باشد. هم چنان که بعضي از کتاب‏ها به اين مسأله اذعان دارند و بنابر نقل آن‏ها، حضرت رقيه (عليهاالسلام) همان فاطمه صغري (عليهاالسلام) است. که در اين جا به اين مسأله خواهيم پرداخت.

 

طرح بحث

براي روشن شدن اين مطلب، بحث را با طرح يک پرسش بنيادين و بسيار مشهور آغاز مي‏کنيم که: آيا نبودن نام حضرت رقيه (عليهاالسلام) در شمار فرزندان امام حسين (عليه‏السلام) در کتاب‏هاي معتبري چون ارشاد مفيد، اعلام الوري، کشف الغمة و دلائل الامامة، بر نبودن چنين شخصيتي در تاريخ دلالت دارد؟

با بيان چند مقدمه، پاسخ اين پرسش به خوبي روشن مي‏شود:

۱- در دوره زندگاني ائمه اطهار (عليهم‏السلام) و در صدر اسلام مسائلي مانند کمبود امکانات نگارشي، اختناق شديد حکمرانان اموي، کم توجهي به ثبت و ضبط جزئيات رويدادها، فشار حکومت بر سيره نويسان، جانب داري‏ها و.... سبب بروز بعضي اختلافات در نقل مطالب تاريخي مي‏شده است.

۲- در اثر تاخت و تازها و وجود بربريت و دانش ستيزي بعضي حکمرانان، بسياري از منابع ارزشمند از ميان رفته است. به همين دليل، اين گمان تقويت مي‏شود که چه بسا بسياري از اين اسناد و منابع معتبر، در جريان اين درگيري‏ها، از بين رفته و به دست ما نرسيده است.

۳- همان گونه که پيش‏تر گفته شد، امام حسين (عليه‏السلام) به دليل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادر گرامي‏شان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علي مي‏گذاشتند. اين امر خود منشأ بسياري از سهوِ قلم‏ها در نگاشتن شرح حال زندگاني فرزندانِ امام حسين (عليه‏السلام) گرديده است. قراين و شواهدي نيز در دست است که رقيه (عليهاالسلام) را فاطمه صغيره مي‏خوانده‏اند. احتمال دارد همين موضوع سبب غفلت از نام اصلي ايشان شده باشد.(۵)

بنابراين، نيامدن نام حضرت رقيه (عليهاالسلام)، در کتاب‏هاي تاريخي، اگر چه شک در وجود تاريخي او را تقويت مي‏کند، اما هرگز دليل بر نبودن چنين شخصيتي در تاريخ نيست. افزون بر آن، مهم‏ترين دليلِ فراموشي يا کم رنگ شدن حضور اين شخصيت، زندگاني کوتاه ايشان است که سبب شده ردّ کمتري از ايشان در تاريخ به چشم بخورد. در مورد حضرت علي اصغر (عليه‏السلام) نيز به جرأت مي‏توان گفت: اگر شهادت او بحبوحه نبرد و وجود شاهدان بسيار بر اين جريان نبود، نامي از حضرت علي اصغر (عليه‏السلام) نيز امروز در بين کتاب‏هاي معتبر شيعه به چشم نمي‏خورد؛ زيرا تاريخ ‏نويسي فني است که با جمع آوري اقوال سر و کار دارد که بسياري از آن‏ها شاهد عيني نداشته و به صورت نقل قول گرد هم آمده است. تنها موضوعي که در آن مورد بحث و بررسي قرار مي‏گيرد، درستي و يا نادرستي آن از حيث ثقه بودن راوي است که البته اين موضوع فقط در تاريخ اسلام وجود دارد. اما به عنوان نمونه، در بحث حديث، معرفه‏ها و مشخصه‏هاي ديگري نيز براي سنجش درستي اخبار، موجود مي‏باشد که خبر را با تعادل و نيز تراجيح، علاج معارضه و تزاحم، بررسي دلالت و عمليات‏هاي ديگر مورد بررسي قرار مي‏دهند.

افزون بر مطالب بالا، شاهد قوي نيز بر اثبات وجود ايشان در تاريخ ذکر شده است. ابتدا گفتگويي که بين امام و اهل حرم در آخرين لحظات نبرد حضرت سيدالشهدا (عليه‏السلام) هنگام مواجهه با شمر، رخ مي‏دهد. امام رو به خيام کرده و فرمودند: "اَلا يا زِينَب، يا سُکَينَة! يا وَلَدي! مَن ذَا يَکُونُ لَکُم بَعدِي؟ اَلا يا رُقَيَّه وَ يا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِيعَةُ رَبِّي، اَليَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ"؛ اي زينب، اي سکينه! اي فرزندانم! چه کسي پس از من براي شما باقي مي‏ماند؟ اي رقيه و اي ام‏کلثوم! شما امانت‏هاي خدا بوديد نزد من، اکنون لحظه ميعاد من فرارسيده است.(۶)

در مورد تشابه اسمي رقيه (عليهاالسلام) و فاطمه صغيره به يک جريان تاريخي اشاره مي‏کنيم. مسلم گچ‏کار از اهالي کوفه مي‏گويد: «وقتي اهل بيت (عليهم‏السلام) را وارد کوفه کردند، نيزه داران، سرهاي مقدس شهيدان را جلوي محمل زينب (عليهاالسلام) مي‏بردند. حضرت با ديدن آن سرها، از شدت ناراحتي، سرش را به چوبه محمل کوبيد و با سوز و گداز شعري را با اين مضامين سرود:

اي هلال من که چون بدر کامل شدي و در خسوف فرورفتي! اي پاره دلم! گمان نمي‏کردم روزي مصيبت تو را ببينم. برادر! با فاطمه خردسال و صغيرت، سخن بگو که نزديک است دلش از غصه آب شود. چرا اين قدر با ما نامهربان شده ‏اي؟ برادرجان! چقدر براي اين دختر کوچکت سخت است که پدرش را صدا بزند، ولي او جوابش را ندهد.»(۷)

حضرت زينب (عليهاالسلام) در اين شعر از رقيه (عليهاالسلام) به فاطمه صغيره ياد مي‏کند و اين مسأله را روشن مي‏کند که فاطمه صغيره که در بعضي از کتاب‏ها از او ياد شده، همان دختر خردسالي است که در خرابه شام جان داده است.

 

گفتار کتاب‏های تاريخی

 

کامل بهائي

قديمي‏ترين کتابي که از حضرت رقيه (عليهاالسلام) به عنوان دختر امام حسين(عليه‏السلام) ياد کرده است و شهادت او را در خرابه شام مي‏داند، همين کتاب است. اين کتاب، اثر عالم بزرگوار، شيخ عمادالدين الحسن بن علي بن محمد طبري امامي است که به امر وزير بهاءالدين، حاکم اصفهان در روزگار سلطنت هلاکوخان، نوشته شده است. به ظاهر، نام گذاري آن به کامل بهائي از آن روست که به امر بهاءالدين نگاشته شده است.

 

اللهوف

يکي ديگر از کتاب‏هاي کهن که در اين زمينه مطالبي نقل نموده، کتاب اللهوف از سيدبن طاووس است. بايد دانست احاطه ايشان به متون حديثي و تاريخي اسلام و شيعه، ممتاز و چشم‏گير است. وي مي‏نويسد:

 نام حضرت رقيه (عليهاالسلام) بارها بر زبان امام حسين (عليه‏السلام) جاري شده است. اين مطلب در مقتل ابومخنف نيز هست که حضرت پس از شهادت علي اصغر (عليه‏السلام)، فرياد برآورد: «اي ام کلثوم، اي سکينه، اي رقيه، اي عاتکه و اي زينب! اي اهل بيت من! خدانگهدار؛ من نيز رفتم». اين مطلب را سليمان بن ابراهيم قندوزي حنفي (وفات: ۱۲۹۴ ه .ق) در کتاب ينابيع المودة از مقتل ابومخنف نقل مي‏کند.

 

ديدگاه آيت الله العظمي گلپايگاني (ره)

از آيت الله العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني (ره) در مورد حضرت رقيه (عليهاالسلام) و مرقد ايشان در دمشق و هم چنين داستان تعمير قبر حضرت که به دستور خود ايشان، به وسيله روياي صادقه‏اي انجام گرفت، پرسيدند. ايشان فرمود:

اين گونه مطالب که نقل شده است، هيچ گونه محال بودني از نظر عقلي ندارد؛ لکن از اموري که اعتقاد به آن لازم و واجب باشد، نيست.

 

گردآورنده: محمد مدنی زادگان

 

پی نوشت:

________________________________ 

۱ـ الاربلي، علي بن عيسي، کشف الغمة في معرفة الائمة، تهران، کتاب فروشي اسلاميه، بي‏تا، ج۲، ص۲۱۶ ؛ الطبرسي، ابوعلي فضل بن الحسن، اعلام الوري بأعلام الهدي، بيروت، دار المعرفة، ۱۳۹۹ ه .ق، ص۲۵۱.

۲ـ مفيد، محمد بن محمد، الارشاد، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ ه . ش، ج۲، ص۲۰۰، اعلام الوري، ص۲۵۱.

۳ـ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بيروت، دار احياءالتراث العربي، چاپ اول، ۱۴۱۶ ه . ق، ج۵، ص۲۹۳.

۴ـ ر.ک: مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ ه . ق، ج۴۴، ص۲۱۰.

۵ـ محمدي اشتهاردي، محمد، سرگذشت جان سوز حضرت رقيه (عليهاالسلام)، تهران، انتشارات مطهر، ۱۳۸۰ ه . ش، ص ۱۲.

۶ـ جمعي از نويسندگان، موسوعة کلمات الامام الحسين (عليه‏السلام)، قم، دارالمعروف، چاپ اول، ۱۳۷۳ ه . ش، ص ۵۱۱.

۷ـ قمي، شيخ عباس، نفس المهموم، تهران، مکتبة‏الاسلامية، ۱۳۶۸ ه . ق، ص ۲۵۲؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص

منبع : http://karbobala.com

+ نوشته شده در  ساعت 11 بعد از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
هفده حدیث در مورد خانواده
حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

خَيرُكُم خَيرُكُم لأهلِهِ وَأَنَا خَيرُكُم لأَِهلى ما أَكرَمَ النِّساءَ إلاّ كَريمٌ وَلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيمٌ؛

بهترين شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانواده ام بهترم، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند مگر شخص پَست و بى مقدار.

نهج الفصاحه، ح 1520

حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلرَّجُلُ راعٍ عَلى أَهلِ بَيتِهِ وَهُوَ مَسؤُولٌ عَنهُم وَالمَرأَةُ راعيَةٌ عَلى بَيتِ بَعلِها وَوُلدِهِ وَهِىَ مَسؤُولَةٌ عَنهُم... ؛

مرد، سرپرست خانواده است و درباره آنان از او سئوال مى شود و زن، سرپرست خانه شوهرش و فرزندان اوست و درباره آنان از وى سئوال مى شود.

صحيح بخارى، ج3، ص125

حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

خَيرُ الرِّجالِ مِن اُمَّتىَ الَّذينَ لايَتَطاوَلُونَ عَلى أَهليهِم وَيَحِنُّونَ عَلَيهِم وَلا يَظلِمُونَهُم؛

بهترين مردان امّت من كسانى هستند كه نسبت به خانواده خود خشن نباشند و اهانت نكنند و دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نكنند.

مكارم الأخلاق، ص 216

حدیث (4) امام صادق عليه السلام :

مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَيتِهِ مُدَّ لَهُ فى عُمُرِهِ؛

هر كس به شايستگى در حقّ خانواده اش نيكى كند، عمرش طولانى مى شود.

كافى، ج2، ص105، ح11

حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

مَن أَدخَلَ عَلى أَهلِ بَيتِهِ سُرُورا خَلَقَ اللّه  مِن ذلِكَ السُّرُورِ خَلقا يَستَغفِرُ لَهُ إِلى يَومِ القيامَةِ؛

هر كس خانواده اش را شاد كند، خداوند از آن شادى موجودى مى آفريند كه تا روز قيامت براى او آمرزش بخواهد.

كنزالعمال، ج16، ص379، ح44995

حدیث (6) امام صادق عليه‏السلام :

لايَزالُ المُؤمِنُ يُورِثُ أَهلَ بَيتِهِ العِلمَ وَ الدَبَ الصّالِحَ حَتّى يُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَميعا؛

مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شايسته بهره مند مى سازد تا همه آنان را وارد بهشت كند.

مستدرك الوسايل، ج12، ص201، ح13881

حدیث (7) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

إذا أرادَ اللّه  بِأهلِ بَيتٍ خَيرا فَقَّهَهُم فِى الدّينِ وَوَقَّرَ صَغيرُهُم كَبيرَهُم وَرَزَقَهُمُ الرِّفقَ فى مَعيشَتِهِم وَالقَصدَ فى نَفَقاتِهِم وَبَصَّرَهُم عُيُوبَهُم فَيَتُوبُوا مِنها؛

هرگاه خداوند براى خانواده اى خير بخواهد آنان را در دين دانا مى كند، كوچك ترها بزرگ ترهايشان را احترام مى نمايند، مدارا در زندگى و ميانه روى در خرج روزيشان مى نمايد و به عيوبشان آگاهشان مى سازد تا آنها را برطرف كنند.

نهج الفصاحه، ح 147

حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

يا على: خِدمَةُ العِيالِ كَفّارَةٌ لِلكَبائِرِ وَتُطفى غَضَبَ الرَّبِّ، وَمُهُورُ الحُورِ العينِ، وَتَزيدُ فِى الحَسَناتِ وَالدَّرَجاتِ؛

يا على: خدمت به خانواده، كفاره گناهان كبيره و خاموش كننده خشم خداوند و مهريه حورالعين و زياد كننده حسنات و درجات است.

جامع الأخبار، ص 276

حدیث (9) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلمُؤمِنُ يَأكُلُ بِشَهوَةِ أَهلِهِ، اَلمُنافِقُ يَأكُلُ أَهلُهُ بِشَهوَتِهِ؛

مؤمن به ميل و رغبت خانواده اش غذا مى خورد ولى منافق ميل و رغبت خود را به خانواده اش تحميل مى كند.

كافى، ج4، ص12، ح6

حدیث (10) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

تَلا رَسُولُ اللّه  صلى الله عليه و آله (قُوا أنفُسَكُم وَأَهليكُم نارا) فَقالُوا: يا رَسُولَ اللّه  كَيفَ نَقى أَهلَنا نارا؟ قالَ: تَمُرُونَهُم بِما يُحِبُّ اللّه  وَتَنهَونَهُم عَمّا يَكرَهُ اللّه ؛

رسول خدا صلى الله عليه و آله اين آيه را تلاوت فرمودند: «خود و خانواده تان را از آتش دوزخ حفظ كنيد»، گفتند: اى رسول خدا! چگونه خانواده مان را از آتش دوزخ حفظ كنيم؟ فرمودند: به آنچه خدا دوست دارد امرشان كنيد و از آنچه خدا نمى پسندد، نهي شان نمائيد.

الدرّالمنثور، ج6، ص244

حدیث (11) امام صادق عليه السلام :

إنَّ المَرءَ يَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَعِيالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ يَتَكَلَّفُها وَإن لَم يَكُن فى طَبعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَسَعَةٌ بِتَقديرٍ وَغَيرَةٌ بِتَحَصُّنٍ؛

مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نيازمند رعايت سه صفت است هر چند در طبيعت او نباشد: خوشرفتارى، گشاده دستى به اندازه و غيرتى همراه با خويشتن دارى.

تحف العقول، ص 322

حدیث (12) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

يا على: لا يَخدِمُ العِيالَ إلاّ صِدّيقٌ أَو شَهيدٌ أَو رَجُلٌ يُريدُ اللّه  بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ؛

يا على: به خانواده خود خدمت نمى كند مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرت را براى او مى خواهد.

بحارالأنوار، ج104، ص132، ح1

حدیث (13) امام صادق عليه‏السلام :

ثَلاثَةٌ اِن يَعلَمُهنَّ المُؤمِنُ كانَت زيادَةً فى عُمُرِهِ وَ بَقاءَ النِّعمَةِ عَلَيهِ: تَطويلُهُ فى رُكوعِهِ وَ سجودِهِ فى صلاتِهِ وَ تَطويلُهُ لِجلوسِهِ عَلى طَعامِهِ اِذا اَطعَمَ عَلى مائِدَتِهِ وَ اصطِناعُهُ المَعروفَ اِلى اَهلِهِ؛ 

سه چيز است كه اگر مؤمن از آنها مطلع شود، باعث طول عمر و دوام بهره مندى او از نعمت ها مى شود: طول دادن ركوع و سجده، زياد نشستن بر سر سفره اى كه در آن ديگران را اطعام مى كند و خوش رفتارى اش با خانواده.

كافى، ج 4، ص 49، ح 15

حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الكاسِبَينِ؛

زن شايسته يكى از دو عامل پيشرفت خانواده است.

بحارالأنوار، ج103، ص238، ح39

حدیث (15) امام حسین علیه السلام:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب؛

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

تحف العقول، ص 251

حدیث (16) امام على عليه‏السلام :

حُسْنُ الْخُلْقِ فى ثَلاثٍ: اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ وَ طَـلَبُ الْحَلالِ وَ التَّـوَسُّعُ عَلَى الْعِيالِ؛

خوش اخلاقى در سه چيز است: دورى كردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسايش و رفاه براى خانواده.

بحارالأنوار، ج 71، ص 394، ح 63

حدیث (17) امام على عليه‏السلام :

مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اَهْلُهُ؛

هر كس بد اخلاق باشد، خانواده ‏اش از او دلتنگ و خسته مى‏شوند.

منبع : http://www.ahlulbaytclub.com/ArticleDetail.aspx?ArdID=726

+ نوشته شده در  ساعت 11 بعد از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
تبدیل شدن تربت امام حسین (ع) به خون
  1 . خبر گزاری اهل بیت علیهم السلام ( Abna.ir )


به گزارش خبرگزاری اهل بیت علیهم ‏السلام ـ ابنا ـ با گذشت نزدیک به 1400 سال از فاجعه خونبار عاشورا همچنان اين داغ در آسمان و زمين تازه است و کائنات، عزادار فرزند پیامبر حسین بن علی(ع) است.

در تازه ترين رویداد عاشورائی، امروز یکشنبه 5 آذر و همزمان با روز عاشورای اباعبدالله الحسین (ع) مقداری‌ از تربت اصلی قبر امام حسین(ع) که در موزه آن حضرت در کربلا قرار دارد به رنگ خون درآمد.

این حادثه در مقابل چشمان حیرت زده شاهدان عینی‌ رخ داد و مقامات رسمی آستانه مقدسه امام حسین(ع)‌ آن را تأیید کردند و تصاویر این حادثه در سایت رسمی‌ آستانه حضرت ابو الفضل العباس(ع) ـ سایت کفیل ـ منتشر شد.

همچنین «حجت الاسلام شيخ عبد المهدي كربلائي» نماینده آیت الله سیستانی و تولیت آستانه مقدسه امام حسین(ع) با حضور در موزه شخصاً این واقعه را مشاهده کرد و نیز هزاران نفر از زائران برای دیدن آن به موزه رفتند. 

آنچه در پی می‌ آید تصاویر این تربت شریف است:



در احادیث معتبر نقل شده در کتابهای شیعه و سنی آمده است که جبرئیل امین، مقداری از خاک کربلا را همراه با خبر شهادت امام حسین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) آورد. ایشان هم آن تربت را به همسر خود ام سلمه داد و فرمود: "هرگاه این خاک به رنگ خون درآمد فرزندم حسین(ع)‌ در سرزمینی‌ به نام کربلا كشته می شود".

متن حدیث: عن «عمر بن ثابت» عن «الاعمش» عن «شقيق» عن «امّ سلمة» قالت: كان الحسن والحسين(عليهما السلام) يلعبان بين يدي رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) في بيتي; فنزل جبريل فقال: "يا محمّد إن امتك تقتل ابنك هذا من بعدك" و أومأ بيده إلى الحسين(ع). فبكى رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) وضمّه إلى صدره ثم قال رسول اللّه(ص): "وضعت عندك هذه التربة" فشمّها رسول اللّه (ص) قال: ريح كرب و بلاء، و قال: "يا ام سلمة إذا تحولت هذه التربة دماً فاعلمي أن ابني قد قتل".

ترجمه: «عمر فرزند ثابت» از «اعمش» و او از «شقيق» روايت كرده كه «جناب ام سلمه» گفت: روزی حسن و حسين در منزلم جلوی پيامبر بازى مى كردند. در این هنگام جبرئيل نازل شد و به پيامبر گفت: "اى محمّد امتت بعد از تو اين پسرت را به شهادت مى رسانند" و با دستش به سوى حسين (علیه السلام) اشاره كرد. رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) گريه كرد و حسينش را در سينه اش گرفت. سپس رسول خدا(ص) تربتی که جبرئیل به او داده بود را بویید و فرمود: "بوى كرب و بلاء است". و سپس به من فرمود: "اى ام سلمه! اين تربت را در نزد تو مى گذارم. وقتى آن تبدیل به خون شد بدان كه پسرم حسین كشته شده است".

برخی منابع اهل سنت که این حدیث را روایت کرده اند: «ابن حجر عسقلانى» در کتاب تهذيب التهذيب ـ «ابن ابی بکر هیثمى» در مجمع الزوائد ـ «طبرانى» در کتاب المعجم الكبير.


 2 .رسانه شیعه نیوز ( shia-news.com )( به همراه فیلم )



دانلود فیلم :


فیلم اول

فیلم دوم

+ نوشته شده در  ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
دانلود 3 مداحی بسیار زیبا از مرتضی پارسا ( سری اول )

دانلود فایل اول با حجم 7 مگابایت :




دانلود فایل دوم با حجم 3.4 مگابایت :



دانلود فایل سوم با حجم 3.5 مگابایت :



در صورت خراب بودن لینک ها و دانلود نشدن آهنگ ها ، حتما

از طریق نظرات اطلاع بدهید .


برچسب‌ها: مرتضی پارسا, مداحی, نوحه, دانلود مداحی
+ نوشته شده در  ساعت 7 بعد از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
شادی روح خادم الرقیه (س) سید هاشم موسوی صلوات

روضه ، گريه ، دعا ، توسل ، لعن

چشمها خيره بر اتاقی بود

مَرد در خواب ساکت و آرام

و از او شال سبز باقی بود ....

*********

اربعين ، آه ، سوز، سينه زدن

صندلی بود با همان شالی

که هميشه به شانه هايش بود

ولی خوب ؟! جای صاحبش خالی

*********

حال رفته و مانده در ذهنم

سالها کوه خاطراتی که

همه اش خاطرات هئيت بود

خاطرات همان حياتی که

********* 

گريه بر اهل بيت را حس کرد

از همان ابتدای آمدنش

روضه را سمت قتله گه می برد

با اشاره و يا به سر زدنش

********* 

هرکجا بود هر زمان هر دم

در محبان و يا که غمزدگان

زود در گوش روضه خوان می گفت

دوسه خطی هم از رقيه بخوان

********* 

آسمان را به گريه می آوَرد

قحط آب فرات را می گفت

تازگی ها مدام در روضه

ذکر عَجِّل وَفات را می گفت

********* 

روضه خوان هر که بود در هر جا

تا که حرف سر و طبق می شد

بس که بر صورت خودش می زد

ناخداگاه بی رمق می شد

********* 

چشمه ی چشم های شفافش

بی کرانه شبيه دريا بود

و خلاصه همين برايش بس

از گروه رقيه ای ها بود

********* 

آه پرواز کرد ماه صفر

رفت تا پيش حضرت ارباب

به اميدی که اين گدای حسين

شود از دست فاطمه سيراب

********* 

حرف آخر به او بگويم من

سينه زن ، آه نازنين سيّد

تو که رفتی ولی بدان

بی تو سید ...

=======================================

خلاصه کلام نمک تمام مجلس های اهل بیت بود

شادی روحش صلوات 


+ نوشته شده در  ساعت 2 قبل از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
چگونگی شهادت حضرت رقیه خاتون (سلام الله علیها)
بعد از ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام، آنان را در خرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید

جای دادند. روزها آفتاب و شب ها، سرما به شدت آنان را اذیت می کرد. علاوه بر آن، نگاه مردم

شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند، داغی جان سوز بود.

روزی حضرت رقیه علیهماالسلام ، به جمع شامیان که در حال برگشتن به خانه های خود بودند،

اشاره کرد و ناله ای دردناک از دل برآورد و به عمه اش گفت: ای عمه، اینان کجا می روند؟

آن حضرت فرمود: ای نور چشمم اینان ره سپار خانه و کاشانه خود هستند.

رقیه گفت: عمه جان مگر ما خانه نداریم ؟

و زینب علیهماالسلام فرمود: نه، ما در این جا غریبه هستیم و خانه ای نداریم، خانه ما در مدینه

است. با شنیدن این سخن، صدای ناله و گریه رقیه بلند .

سختی های اسارت، رقیه علیهماالسلام را به شدت می رنجاند و او یک سره بهانه بابا را می

گرفت . شبی در خرابه شام و در خواب، پدر را دید، چون از خواب برخاست و چشم گشود، خود

را در خرابه یافت و از پدر نشانی ندید. از عمه سراغ پدر را گرفت و زینب علیهماالسلام بسیار

گریه کرد و رقیه علیهماالسلام نیز با عمه گریست. آن شب باز صدای عزاداری زنان اهل بیت بلند

شد . مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهماالسلام بود.

از سر و صدای اهل بیت، یزید از خواب بیدار شد و پرسید چه خبر است؟

به او خبر دادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است. یزید دستور داد سر پدرش را برای او

ببرند . این دستور یزید نشان از رذالت و شقاوت طینت او بود و برگی دیگر از دفتر مظلومیت های

بی شمار اهل بیت را گشود.

وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهماالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت و

عقده های دل را باز کرد و هر چه می خواست با سر بابا گفت.

آن شب رقیه علیهماالسلام ، گم شده خود را یافته بود، اما بی نوازش و آغوش گرم. پس لب

هایش را بر لب های بابا گذاشت و آن قدرگریست تا جان به جان آفرین تسلیم کرد.

پشت خمیده زینب علیهماالسلام شکست، رو به سر برادر فرمود: آغوش بگشا که امانتت را باز

گرداندم. دیگر کسی ناله های شبانه رقیه علیهماالسلام را در فراق پدر نشنید.

+ نوشته شده در  ساعت 1 قبل از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 
شفا یافتن مرتضی پارسا توسط بی بی رقیه ( س )


مصاحبه ای از شفا یافته بی بی حضرت رقیه (س)

""لطفا خودتان را معرفی کامل کنید""

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب مرتضی پارسا در سال 1360 در

مشهد متولد شدم و به همراه پدر بزرگوارم حاج علی پارسا ار

سن 3 سالگی در جلسات و هیئات مذهبی شرکت کرده و از 7

سالگی در محضر ایشان به صورت ابتدایی مداحی را شروع

کردم و در11 سالگی به محضر استاد مرحومم حاج سید محمود

کرمی شرفیاب شدم و مدت 3 سال از ایشان کسب فیض کردم

و از 14 سالگی به صورت کامل مداحی را آغاز کردم. و تا امروز

در مجالس اهل البیت انجام وظیفه مینمایم .


 ""آقا مرتضی جریان مریضی شما چی بوده ؟""

من در سال 1382 متوجه بیماری حادّی (سرطان کبد) در بدنم

شدم و بعد از مراجعه به پزشکان مختلفی در مشهد و در تهران

به این نتیجه رسیدم که دیگر کاری از دست کسی ساخته

نیست . خیلی حالم بد بود و شب شهادت امام رضا (ع) در ب

 یمارستان طالقانی تهران به صورت نیمه جان بستری شدم

میگفتند خوابم برده اما من احساس میکردم دیگه تو دنیا نیستم

فقط یه چیز میدیدم : سفیدی . هیچی یادم نمیامد فقط یک

بیت :


     هر گز مگو رقیه بود خردسال و طفل

                 بی بی دبیر اول شورای زینب است            


بی بی حضرت رقیه (س)

نه من مردم و نه ناقل این بیماری هستم  یعنی جزو موارد نادر

هستم که بیماری از بدنم بیرون رفته و دیگه اثری از اون در بدنم نیست.

+ نوشته شده در  ساعت 8 قبل از ظهر  توسط سید جعفر معتمد الشریعتی  | 

درباره وبلاگ
کد های وبلاگ







Copyright © 2012 All Rights Reserved by jafarshariaty.Blogfa.com